او... اولین بار هفته پیش از نزدیك دیدمش، توی محوطه ی بیرونی حرم شاه عبدالعظیم. زیر آلاچیق فلزی پوشیده از برگ! داشت كتابخانه ی كوچك عدالخواهی اش را تكمیل می كرد. توی دو ساعتی كه پیشش بودیم فقط حرص یك چیز رو خوردم. اینكه این آدم رسانه ای نیست! یا به قول یكی از دوستان «علمایی» رفتار می كنه. سخت تعریف می كنه ولی خوب! باید خاطره ها رو تك تك بیرون بكشی و حرف های نگفته رو به زحمت پیدا كنی ! حالا بیشتر از 90 روز می شود كه حجت الاسلام جهانشاهی «بست نشین» حرم حضرت عبدالعظیم شده. و ما رسانه ای برای نشون دادن حتی یك روز از این حركت عدالت خواهانه ی ایشون نداریم!
حركت حجت الاسلام جهانشاهی یك جور هایی فتح باب بود. فتح بابی از جنس كارهای جهادی. البته نه به سبك كارهای عجولانه ی ما كه اسمش را می گذاریم جهادی. طلبه ی سیرجانی عجله ندارد! كار خودش را می كند، با برنامه خودش، حتی اگر محكومش كنند به از بین بردن شأن روحانیت 1400 ساله!
پی نوشت1: نشریه راه خاطرات ایشون توی زندان رو هر هفته چاپ می كنه! خوندنش لذت بخشه! نشریه پنجره هم توی شماره معنای ولایت فقیه یه پرونده براشون رفتن!
پی نوشت 2: چند بار این پی نوشت رو نوشتم و پاك كردم! اخر هم دلم راضی نشد! برای حسن نوشتم، كاش بیشتر...
تبلیغات

