تبلیغات
پی نوشت - مطالب ابر صدا و سیما
پنجشنبه 23 دی 1389  05:27 ب.ظ    ویرایش: پنجشنبه 23 دی 1389 05:31 ب.ظ
توسط: مسعود
نوع مطلب: یادداشت ،

او...

در مورد برنامه تلوزیونی گره شنیده بودم. یک چیزهایی هم توی ذهنم برایش تصور کرده بودم. انتظار چیز جدید و دلچسبی را داشتم. چند شب پیش توی خوابگاه با بقیه ی بچه ها ، قسمت اول این برنامه تلوزیونی را دیدیم.  گره بیشتر از چیزی که انتظار داشتم با سلیقه ها و دغدغه هایم گره خورد.
گره برنامه ای است که قرار است چهارشنبه ها از تلوزیون پخش شود. البته اگر مشکل خاصی این وسط ایجاد نشود! اینطور که در سایت صداو سیما آمده ، این برنامه یک مجموعه 26 قسمتی به سفارش شبکه 3 سیماست که هر قسمت آن در 60 دقیقه تولید خواهد شد. مجری و مجری طرح هم میلاد دخانچی است . میلاد دخانچی را اولین بار با کلیپ معروفش و در زمان انتخابات شناختم! چند کلیپ با نام «قاب (فریم های) عزت» که به مستند یک جوان کانادایی در باره احمدی نژاد معروف شد. بعد ها فهمیدم دخانچی جوانی ایرانی است که از 13 سالگی به کانادا رفته و آنجا بزرگ شده. اگر توانستید مستند «مولتی کالچریزم»ش را هم که در باره فرهنگ کاناداست  ببینید. دخانچی در راز هم شرکت کرده ! به پیشنهاداتم دیدن این برنامه را هم پیشنهاد می کنم.

برگردیم به «گره» . البته اینها برداشت هایی است که از قسمت اول این مجموعه داشتم. گره قرار است به هویت بپردازد. هویت مردم مسلمان ایران. مواجهه مستقیم با مسائلی مثل تقابل مدرنیته و سنت که برخلاف جامعه علمی کشور ، هنوز در صدا و سیما مجالی برای قرار گرفتن روی پیشخوان نداشته و پرداختن به موضوعاتی مثل دین و سبک زندگی همگی از نقاط تمایز این برنامه است. وقتی یزدان تفنگ ندارد را دیدم نوشتم ما یا مستند خوب ندیدیم که به این مستند نگاه خوش بینانه ای داریم ، وی ا واقعا این مستند کار قوی و استخوان داری است! اما اینجا قضیه کمی فرق می کند. در صدا و سیمای ما با چنین ژانر و سبکی کار تولید شده بود، ولی با این محتوا نه! در واقع حتی می شود گفت گره یک سر و گردن از برنامه های سبک خودش هم بالاتر است.

برنامه با مجری گری دخانچی اجرا می شود. گرم و صمیمی که در همان اوایل کار اتصال خودش را با آدم برقرار می کند. استفاده از هنر یکی از نقاط تمایز این برنامه با خیلی از برنامه های مشابه خودش است. دخانچی به خوبی از انیمیشن ها و کلیپ ها و نماهنگ های کوتاه داخلی و خارجی استفاده کرده. طوری که شما در طول یک ساعت برنامه ، فرصت از دست دادن هیچ کدام از قسمت هایش را پیدا نمی کنید.

کنار این ها، گره سراغ کلی از اساتید و چهره های مطرح جامعه شناسی و ارتباطات رفته است. از صادق زیبا کلام و مهدی نصیری گرفته تا سعید مهدوی کنی و ابراهیم فیاض . کنار اینها حمیدرضا زائری هم به عنوان یک آدم رسانه ای حرف های زیادی دارد.  همه ی حرف ها زده می شود. هم حرف های زیباکلامی و هم حرف های فیاضی! بدون اینکه احساس کنی قسمتی از حرف ها بریده شدی. احساسی که در صدا و سیما برای ما خیلی آشناست. انتهای صحبت این آدم ها به این دیالوگ دخانچی ختم می شود: «شما فکر می کنید گره کار کجاست؟ آیا قبول دارید که بعضی از این سوال ها خیلی سختند؟ شاید به خاطر همینه که این روز ها دارن صحبت از طرح الگوی پیشرفت ایرانی اسلامی می کنند. چقدر شما خودتون به این حرف ها امیدوارید؟»

اینطور که پیداست گره کار جدیدی خواهد بود. مواجه سفت و محکم با دغدغه هایی که حداقل توی صدا و سیما رنگ و بوی کلیشه نمی دهند. مخصوصا اگر این دغدغه ها برخواسته از راهنمایی ها و رهنمود های رهبر معظم انقلاب باشد.


 

پی نوشت: در دوره علمی پژوهشی دعوت ، میلاد دخانچی با فیلم مولتی کالچریزم ش حضور داشت. متاسفانه توی آن جلسه نبودم. احتمالااینجا بتونید در مورد اون جلسه چیزی پیدا کنید.

پی نوشت2: به «گره» نقد هایی هم دارم! منتهی دوست داشتم برای قسمت اول خوشحالی خودم رو از دیدن چنین برنامه ای پنهان نکنم. مطمئنا دوست دارم کم کم به تلوزیون انقلاب نزدیک بشیم. با برنامه هایی نظیر «راز» و شاید هم «گره».

   


نظرات()   
یکشنبه 7 شهریور 1389  02:46 ق.ظ    ویرایش: یکشنبه 7 شهریور 1389 02:49 ق.ظ
توسط: مسعود
نوع مطلب: یادداشت ،

او...

1. به عنوان یک دهه ی هفتادی هیچ تصویری روشنی از امام خمینی برایم ارائه نشده!
جمله ی بالا را شاید بهتر می بود در انتهای متن می آوردم.  به عنوان یک جور جمع بندی. اما اول متن آوردم که بگویم خیلی بیشتر از چیزی که فکر می کنم و فکر می کنید با خودم کلنجار می روم! سر اینکه چرا خودم را توی این همه سال « شاگرد مکتب خمینی» حساب می کرده ام. اگر نبود تصویر نیم بندی که خودم به زور به دستش آورده ام، باید اعتراف می کردم که از روی «جو» و «احساس» این ادعا را دارم.

اینکه می گویم هیچ تصویر روشنی از امام خمینی برایم (بهتر است نسل خودم را جمع بنندم؛برایمان) ارائه نشده منظورم بیشتر از طرف سیستم پرورشی ماست. از صدا و سیما بگیریم تا آموزش و پرورش و حالا هم وزارت علوم. از کانون پرورش فکری که سالها هوایش را نفس کشیده ام تا حوزه ی هنری و پایگاه های بسیج . البته این آخری هیچ کاری هم نکرده باشد حداقل به سوال هایم اضافه کرده. سوال هایی که داشته های اندکم هم به خاطر آنهاست.
من هنوز تصویر درستی از امام ندارم. نه از امام و نه از «مکتب خمینی» . به آن نشان که هنوز وقتی بعضی صحبت های امام را برای اولین بار می شنوم تعجب می کنم. البته اعتراف می کنم امام را «دوست» دارم. خیلی بیشتر از انتظارم. اما بعضی وقت ها حس می کنم این ارتباط عاطفی تا چند نسل دیگر ادامه پیدا می کند؟ نمی خواهد خیلی دور برویم، هم نسلی های من، بچه های دهه ی هفتاد باید چه کسی را دوست داشته باشند؟ باید شاگرد مکتب چه کسی بشوند؟ کدام امام؟ کدام خمینی؟

اولین بار که جدی به سوال بالا فکر کردم حاصلش این شد که مستند روح الله  حزب الله را ببینم. دو سال پیش به گمانم. و همان روزها بود که فهمیدم تا آن روز نمی فهمیدم!

خیلی ها اسمش را می گذارند «بازخوانی اندیشه امام»، من اسمش را می گذارم«بازتولید امام» . باید یک امام دوباره بسازیم. با همان خصوصیات امام خمینی 1281-1357 . ولی با ادبیات نسل دهه ی 70، با ادبیات نسل دهه ی 80 ، حتی با ادبیات نسلی که قرار است اسمش بشود دهه 90!

2. برای شناخت امام خیلی جاها باید انقلاب را شناخت و برای شناخت انقلاب باید امام خامنه ای را بازخوانی کرد! سال پیش بود که ایمان مطهری منش  در مقاله ای عبارت«رهبر کتابخوان کشورمان» را به کار برد. به نظرم خیلی عبارت دقیقی بود. خیلی وقت ها ما زیر لفظ «رهبر انقلاب» کلی عبارات دیگر را هم گم می کنیم. انتقادی که بالا هم گفتم. ما در بازتولید یا حتی باخوانی شخصیت ها خیلی مشکل داریم، نمونه اش رهبر انقلاب که خیلی وقت ها جنبه های مختلفشان را  فراموش می کنیم. نمی دانم اینجا بازخوانی لازم است یا بازتولید! اما چیزی که می دانم این است که ادبیات رهبرمان، برای نسل من کافی است! فقط نیاز به همین ریز تر شدن دارد. به اینکه من برای خودم رهبرم را در کنار همه ی خصوصیات ولائی شان، یک رهبر دانشمند یافته ام. دانشمند در حوزه ی تحصیلی خودم. و همین برای من کافی است. نسل ما، نسل قبلی مان، نسل بعدی مان، همه به این یافتن ها نیاز دارند. باید یک بار دیگر امام خامنه ای را هم برای خودمان از نو بشناسیم!



پی نوشت1: جستار سایت دفتر حفظ و نشر آثار امام خامنه ای خیلی کار قشنگی برای همین ریز تر شدن در شخصیت امام خامنه ای انجام داده.

   


نظرات()   
جمعه 21 اسفند 1388  02:53 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: مسعود
نوع مطلب: یادداشت ،

خانم معلم: قهرمان زندگی هر کدوم از شما ها کیه؟
یکی از دانش آموزا بلند میشه: قهرمان زندگی من پدرمه! چون ....
خانم معلم : قهرمان زندگی تو کیه حمید جان؟
حمید: قهرمان زندگی من پدر سعید هست! چون من رو به سرزمین موج های آبی برده!
 
امروز که بعد مدت ها خونه برگشته بودم و در کنار خانواده داشتیم تلوزیون نگاه می کردیم، یه تبلیغ با مضمون همین دیالوگ ها پخش شد!
آخه الآن من در مورد این تبلیغ پخش شده تو صدا و سیما چی بگم؟ آدم توبه می کنه همین قدر هم تلوزیون نگاه کنه!

پی نوشت: هزینه یه سانس از این سرزمین موج های آبی طبق آخرین اطلاعی که دارم 18 هزار تومن هست! با فرض اینکه پدرقهرمان هستند که بچه هاشون رو اینجا ببرن، چند درصد از پدرهای جامعه می تونن قهرمان باشن؟

   


نظرات()   

پی نوشت

همیشه یک چیز برای گفتن باقی می ماند!