جمعه 17 اردیبهشت 1389  11:10 ب.ظ    ویرایش: جمعه 17 اردیبهشت 1389 11:15 ب.ظ
توسط: مسعود
نوع مطلب: یادداشت ،

او...

1. دیروز بعد از نماز جمعه راهپیمایی اعتراض به وضعیف حجاب و حیا در جامعه بود. همه اش مثل خوره این فکر به مغزم چسبیده که چرا؟ اول انقلاب  با منگنه و پونز اعتراض خودمون رو نشون دادیم، حالا هم گذاشتیم کار به اینجا برسه و بعد شعار بدیم و اینها! اصلا چرا باید وضع حجاب در جامعه ما مطلوب باشه؟ باور کنیم انتظار نا معقولی داریم!
همیشه این سوال وجود داشته که ما برای حجاب چه کارهایی کردیم و چه انتظاراتی داریم؟ ساده تر بگم ، این آمار رو با هم بخونیم:

به لحاظ فنی در159  مدار تلویزیونی در کل جهان،203  ماهواره تلویزیونی فعال است که از این تعداد در80  مدار قالب دریافت در ایران، یکصد ماهواره تلویزیونی-یعنی نیمی از ماهواره های جهان-قرار دارد. این تعداد ماهواره ها، امکان تماشای حدود18000  شبکه تلویزیونی را در ایران فراهم می آورد.
با رسیورها و دیش های معمولی می توان تا نزدیک2000  کانال ماهواره ای را در ایران با کیفیت بالا دریافت کرد.  شبکه هایی که اکثر قریب به اتفاق  برنامه های آنها با سنت و فرهنگ ایرانی و اسلامی در تضادند و اثرات مخرب روحی و روانی بر مخاطبین ایرانی می گذارند.
روزنامه رسالت،دی 88، شبکه های ماهواره ای و جنگ نرم

آمار احتمالا برای خیلی ها تکراریه. همون قضیه ی وسعت بالای تهاجم فرهنگی و اینه ( آمار دیش های غیر مجاز ماهواره در ایران)ا! انتظار نداشته باشیم با چیز جدیدی روبرو بشیم. روضه همون روضه ی قدیمیه! اضافه کنید به شبکه های ماهواره ای ، سایت ها و ستاره های ورزشی و سینمایی و الگوهای زرد و سی دی پ و .ر ن.و 200 تومنی رو!
لازمه سوال بپرسیم که دستگاه حکومتی و از اون مهم تر ، بدنه ی مردم ناراضی از وضعیت حجاب و امت حزب الله و مخصوصا خودمون چه کاری برای مقابله با این هجمه کردن؟ گشت ارشاد ؟ یا قبل تر از اون حجاب با منگنه؟
این روز ها خیلی از جوون ها لذت می برن از بی حجابی! با کی تعارف داریم؟ متاسفانه به خاطر عدم ارائه ی صحیح مفاهیم، روز به روز ارزش ها رو از دست رفته تر باید ببینیم. برای جوونی که دیگه دسترسی به محتوای غیر اخلاقی براش زحمت چندانی نداره، و از طرفی فلسفه ی اینکه نباید سمت همچین محتوایی بره رو هم ندادیم بهش، چه انتظاری می تونیم داشته باشیم؟  به قول آقای قرائتی(نقل به مضمون) ما چند تا فیلم در مورد حجاب ساختیم یا چند تا انیمیشن خوب برای ترویج حجاب درست کردیم که انتظار بازخورد مثبت از جامعه هم داریم؟ کافیه بشنویم از زنان تازه مسلمان روسیه که تبلیغ حجاب در روسیه جایی نداره و ناله وامصیبتا سر بدیم!

یکی از رفقا از قول مادرش که توی دبیرستان دخترانه ای  معاون بود تعریف می کرد که دختری با وضع حجاب غیر متعارف پیشش اومده و ازش خواهش کرده "مجبورش " کنن به رعایت حجاب ! وضعیت فرهنگی خانواده دختر اجازه قبول حجاب رو به اون نمی داده! در صورتی که دختر به حجاب علاقه داشته.

2. ما همیشه توی تشخیص جبهه مشکل داشتیم. زمانی به آوینی گیر دادیم و پاپیچش شدیم و زمانی هم گفتیم کار توی فضای مجازی آب ریختن توی آسیاب دشمنه! ما خیلی وقت ها جبهه ای نداشتیم که توش نیرو نداشته باشیم، سمت گلوله ها سمت نیروی خودی بوده! هنوز هم همینطوره. البته اگه بی انصاف نباشیم باید بگیم که وضع بهتر شده، ولی هنوز خیلی جاها جبهه ای نیست که نیرویی باشه!
مثال هم فت و فراوون. همین حوزه ی شبکه های اجتماعی مجازی رو نگاه کنیم! چقدر ضربه خوردیم تا تازه توی ادبیات تحلیلی مون چیزی به اسم "تاثیر شبکه های اجتماعی مجازی" ورود پیدا کرد. و چقدر ضربه باید بخوریم تا نگاه دقیقی به حرکت آینده ی همین فضای مجازی داشته باشیم. اینطوری که پیش می ریم ، در حالت خوشبینانه سه چهار پله عقب تریم! و این راه معلوم نیست به کجا ختم میشه!

3. ما شاید خوب بنویسیم، تحلیل کنیم، فحش بدیم، نقد کنیم و زیر سوال ببریم! ولی مسلما خوب نمی تونیم گروهی کار کنیم! هم تیپ های خودم رو می گم! بچه ارزشی ها و حزب اللهی ها! این ناظر به گذشته و حاله! ولی هیچ شک ندارم که انشاالله آینده از آن ماست. از آن امت اسلامی!

پی نوشت یک: اسم چند بار عوض شد، اول این اسم بود، بعد شد وقتی به جبهه ی خودی می زنیم، بعد شد ، جبهه نداریم، نیرو به چه درد می خوره، بعد دوباره شد همین! همینطوری گفتم که گفته باشم! 
پی نوشت دو: این روز ها درگیرم! 
 پی نوشت سه: بدون هیچ تعصبی به این نتیجه رسیدم که توی کشورمون هیچ کس توی تشخیص جبهه به اندازه رهبرمون دقیق نبوده! مشکل اینجاست که ما خیلی جاها تحلیل های خودمون رو ارجح می دونیم!

   


نظرات()   
سه شنبه 8 دی 1388  02:00 ب.ظ    ویرایش: سه شنبه 8 دی 1388 05:34 ب.ظ
توسط: مسعود
نوع مطلب: کتاب ،

او...

 بلند شدم و گفتم: حالا تجزیه تحلیل نکن! تو را به حضرت عباس(ع) بگذار برویم تا خستگی مان را بگیریم.
خداحافظی کردم و راه افتادم. چند قدمی که آمدیم، به علی ابراهیمی گفتم: علی، کسی تو را صدا نمی زند؟
گفت: نه!
ایستادم و نگاه کردم. دیدم حاج شریفی است. می آید و گریه می کند و هی با آستین اشک هایش را پاک می کند. پرسیدم چرا دنبال ما راه افتادی؟
گفت: نمی دانم. دلم نمی خواهد از شما جدا شود. بیا قربت طلبی کنیم. درست خداحافظی کنیم.
... (چند سطر پائین تر)
خوب گوش کردم. دیدم بیسیم چی حاج شریفی فریاد می زند: حاجی، حاجی ...
برگشتم و گفتم چرا دنبال ما آمدی؟
گفت: حاجی شهید شد.

خیلی وقت ها ادبیات دفاع مقدس پا به عرصه رویا و اغراق میذاره! ولی خاطرات شهید محمد حسن نظر نژاد، با همه ی عجیب بودنش ، لحظه ای حس بزرگ نمایی رو به آدم القا نمی کنه. لحن ساده، خاطرات شیرین، شخصیت جذاب بابا نظر با همه ی عصبانیت ها، شوخی ها، شجاعت ها، لجبازی ها،مهربانی ها و با همه ی بابانظر بودن هایش باعث شده کتاب «بابا نظر» جزو کتاب هایی بشه که دوستشون دارم! هرچند با این اوصاف هنوز بابانظر، رمان و یا حتی مجموعه خاطرات قوی و استخوان داری محسوب نمی شه به نظر من!
روایت از دوران کودکی بابانظر شروع می شه و به انقلاب و بعد از اون به جنگ و در آخر به آلمان و بازگشت غریبانه ی بابانظر از اونجا ختم میشه. نکته ی مثبت کتاب که خیلی ازش لذت بردم ملموس بودن شخصیت بابا نظر به عنوان یه اسطوره ی دفاع مقدس بود. مهربانی های او کنار عصبانیت ها و کتک زدن هایش! طعم شیرین تصور کردن دقیق شخصیت کتاب رو به آدم می ده.
شاید بشه از جهاتی «بابانظر» رو با «دا» مقایسه کرد، هرچند دقت سید زهرا حسینی در پرداختن به جزئیات واقعا بی نظیر بوده، ولی بابانظر هم در توصیف عملیات ها و محیط ضعیف عمل نکرده.
همراهی مقطعی بابا نظر با شخصیت هایی نظیر چمران،کاوه،شوشتری،باکری،همت و بسیاری دیگر از فرماندهان و رزمندگان دیروز لذت خوندن کتاب رو حداقل برای من بیشتر کرد.

«بابا نظر»  خاطرات اسطوره ای است که چه در دوران جنگ و چه بعد از آن به خوبی طعم غربت و مظلومیت رو چشید!

 کتاب شناسی

 نام کتاب: بابا نظر
خاطرات شفاهی شهید محمد حسن نظرنژاد
مصاحبه: سید حسین بیضایی
تدوین:مصطفی رحیمی
انتشارات: سوره مهر
موضوع:جنگ ایران و عراق، خاطرات
18 فصل،به انضمام عکس ها و اسناد و اعلام
520 صفحه
چاپ چهارم، 88، قیمت: 8000 تومان

   


نظرات()   

پی نوشت

همیشه یک چیز برای گفتن باقی می ماند!