تبلیغات
پی نوشت - مطالب ابر ایران
یکشنبه 16 اسفند 1388  07:46 ب.ظ    ویرایش: یکشنبه 16 اسفند 1388 08:25 ب.ظ
توسط: مسعود
نوع مطلب: یادداشت ،

او...

1. آدم هایی که خاص تر هستند بیشتر توی ذهن ما می مونند! کافی بود بشنوم خبرنگار صدا و سیما در ایتالیا تا از چهره و لحن گرفته تا تعدادی از گزارش های «حمید معصومی نژاد» به ذهنم هجوم بیاره!
عادت کردیم به شایعه های بی اساس که بمب های خبری و رسانه ای میشن، اینبار آقای معصومی نژاد وسیله ایجاد این بمب خبری و هجمه علیه این مملکت شده . برای ادای احترام به ایشون در جنبش وبلاگی « معصومی نژاد را آزاد کنید » شرکت می کنم.

رژیم صهیونیستی محرک بازداشت معصومی نژاد
دستگیری حمید معصومی نژاد سیاسی است
ارسال قیر به ایران یکی از اتهامات معصومی نژاد

2. آزاده اسد نژاد با رئیس جمهور کره دست نداد!
«:روز اهدای جوایز که مصادف با عید غدیر بود، هیچ امیدی نداشتم بین این همه آدم دست بالا، جایزه ویژه را دریافت کنم وقتی صدایم کردند اصلا باورم نمی‌شد. آن لحظه جمله‌ای از امام سجاد در ذهنم آمد؛ خدایا من در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری، من چون تویی دارم و تو چون خود نداری. وقتی خواستم بروم جایزه ام را دریافت کنم، از خدا خواستم که ظرفیت همچین موفقیتی را به من بدهد. زمانی که رییس جمهور کره دستش را دراز کرد که به من دست بدهد، شاید شعار گونه باشد، اما حضرت فاطمه در ذهنم آمد که جلوی یک نابینا خودش را پوشاند. من آن لحظه تنها ادای احترام کردم، اما دست ندادم. بعد از مراسم از ایشان معذرت خواهی کردم و گفتم این اعتقاد قلبی من بود. من نمی توانستم خیلی راحت از اعتقاداتم بگذرم.»

همین جملات به اندازه کافی قابل ستایش و احترام هست. کاش بعضی از شخصیت های سابق کشوری هم از این منش و رفتار و حیا درس می گرفتن. اشاره به شخص خاصی نمی کنم ها!

ممنون از علی آقا که یاد آوری کردن این خبر رو!

دختر ایرانی که با رئیس جمهور کره دست نداد

   


نظرات()   
چهارشنبه 21 بهمن 1388  11:56 ب.ظ    ویرایش: پنجشنبه 22 بهمن 1388 12:25 ق.ظ
توسط: مسعود
نوع مطلب: یادداشت ،

او...
فردا دست هایم بند است، ویلچر بابا را گرفته ام. خیابان آزادی را خوب می شناسد، 22 بهمن را هم . بابا دو دستش را مشت می کند، یکی برای خودش، یکی برای من.و من ویلچر را توی جاده ی انقلاب هل می دهم، هرجا ویلچر بابا برود جاده ی انقلاب زیر چرخ هایش است. من مسیر راهپیمایی را بلد نیستم، ولی مسیر ویلچر بابا را خوب بلدم.

***

من به دعوت های خواص کار ندارم! اصلا راستش جدیدا شک کرده ام روی خواص بودن بعضی ها! من نهج البلاغه می خوانم. خود امام علی به من گفت بعضی وقت ها باید توی دهن بعضی خواص  زد. نامه ی مولا به مالک اشترش را بخوانید! فَانَّ سُخطَ العامّه یُجحفُ برضی الخاصَّه ! خواصی که نخواهند به خاطر انقلاب خوشحال باشند همان بهتر که زد توی دهنشان تا ناراحت بشوند. فدای سر آقا! تازه مولا گفت خواص خیلی بی معرفتند ، «چون در روزگار سختی یاریشان کمتر، در اجرای عدالت از همه ناراضی تر و در برابر مشکلات کم استقامت ترند» کاش کمی از شهدای بسیجی مان استقامت یاد می گرفتند این خواص. شهید شاه عبدالعظیمی که مردانه ایستاد تا کمر ضد انقلاب زیر ایستادنش خم بشود. کاش گردن شما کمی خم میشد از شرم آی خواص!

***

دلم برای ساندیس نظام تنگ شده. من 9 دی ساندیس نخوردم. ولی حصرت چرا! اصلا از امشب آب نمی خورم تا فردا همه اش چشمم دنبال ساندیس نظام باشد. ما نسل در نسل ساندیس نظام را خورده ایم. پول و گول ضد انقلاب را اگر خورده بودیم که شرف نداشتیم. ساندیس نظام اسلامی را خوردن شرف می خواهد، لیاقت می خواهد. باید نازید به استراتژی ساندیس در جنگ نرم! این همه پول خرج بی بی سی و وی او ای و هزار جای دیگر می کنند، نظام ما با یک ساندیس که تبرکی امام حسین هم بود جلویشان ایستاده! صف های ساندیس ایستگاه صلواتی امام حسین می ارزد به تمام دنیایشان!

***

من فردا به خاطر نظام به راهپیمایی می روم، به خاطر امام، به خاطر آقا ! به خاطر اینکه به ضدانقلاب حالی کنم خیلی بی چیزند! ما امت هستیم، امت امام خامنه ای، و در ضمن ما اهل ایرانیم، نه اهل کوفه!

***

باید تخم ریحان بخورم، گلویم گرفته! لبیک های ساعت 9 امشب بیشتر از هرسال چسبید! دلم تنگ شده بود برای شب انقلاب. جو گیر نبودم، می فهمیدم سوزش حنجره ام را ، با همسایه بالائیمان مسابقه ی دفاع از انقلاب گذاشته بودیم، ضد انقلاب کم آورد. دوتامان حنجره مان را وقف انقلاب کردیم. اصلا حنجره که چیزی نیست، بابی انت و امی یا انقلاب .

***

فردا دست هایم بند است...

   


نظرات()   
چهارشنبه 30 دی 1388  12:02 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: مسعود
نوع مطلب: طرح و تصویر ،

او...

می گویند شما دیوانه اید ، عاقل نیستید،دیوانه ی چی؟ دیوانه ی خدا، دیوانه هدف
ایران کشور عاشقان است و نه کشور عاقلان
این ره عشق است، راه عقل نیست
تا آدم این عقل حسابگر معامله گر رو از خانه ی تنش بیرون نکند عشق خدا به خانه ی دلش قدم نگذارد. عاشق شوید برادر ها، خواهر ها، عاشق شوید، زندگی به عشق است، عقل به آدم زندگی نمی دهد.
بخشی از این کلیپ


سایز اصلی

   


نظرات()   

پی نوشت

همیشه یک چیز برای گفتن باقی می ماند!