او... ملتهاى مسلمان باید به فكر نجات فلسطین باشند و مراتب انزجار و تنفر خویش را از سازشكارى و مصالحه رهبران ننگین و خودفروختهاى كه به نام فلسطین، آرمان مردم سرزمینهاى غصب شده و مسلمانان این خطه را به تباهى كشیدهاند به دنیا اعلام و نگذارند این خائنان بر سر میز مذاكرهها و رفت وآمدها، حیثیت و اعتبار و شرافت ملت قهرمان فلسطین [را] خدشهدار كنند، كه این انقلابى نماهاى كم شخصیت و خودفروخته به اسم آزادى قدس به امریكا و اسرائیل متوسل شدهاند. عجبا كه هر روز از فاجعه خونبار غصب فلسطین بیشتر مىگذرد، سكوت و سازش سران كشورهاى اسلامى و طرح مماشات با اسرائیل غاصب بیشتر وحتى از تبلیغ و شعار رهایى بیت المقدس هم خبرى به گوش نمىرسد و اگر دولت و مردم كشورى همانند ایران كه خود نیز در حالت دفع تجاوز و جنگ و محاصره است، به پشتیبانى از مردم فلسطین برخاسته و فریاد مىزند، او را محكوم مىكنند و حتى از اینكه یك روز هم به نام قدس برگزار شود، وحشت نمودهاند. نكند كه اینان تصور كردهاند كه گذشت زمان، سیرت و صورت جنایتهاى اسرائیل و صهیونیزم را دیگرگون ساخته است و گرگهاى خون آشام صهیونیزم، از فكر تجاوز و غصب سرزمینهاى از نیل تا فرات دست برداشتهاند. مسئولین محترم كشور ایران و مردم ما و ملتهاى اسلامى از مبارزه با این شجره خبیثه و ریشه كن كردن آن، دست نخواهند كشید و به یارى خداوند تعالى از قطرات پراكنده پیروان اسلام و توان معنوى امت محمد- صلى اللَّه علیه و آله وسلم- و امكانات كشورهاى اسلامى باید استفاده كرد و با تشكیل هستههاى مقاومت حزب اللَّه در سراسر جهان اسرائیل را از گذشته جنایت بار خود پشیمان و سرزمینهاى غصب شده مسلمانان را از چنگال آنان خارج كرد. من همان گونه كه بارها و در سالهاى گذشته قبل و بعد از انقلاب هشدار دادهام، مجدداً خطر فراگیرى غده چركین و سرطانى صهیونیزم را در كالبد كشورهاى اسلامى گوشزد مىكنم و حمایت بیدریغ خود و ملت و دولت و مسئولین ایران را از تمامى مبارزات اسلامى ملتها و جوانان غیور و مسلمان در راه آزادى قدس، اعلام مىنمایم .... که « انْ تَنصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْكُمْ وَ یُثَبِّتْ اقدامَكُمْ. » (1) باید بسیجیان جهان اسلام در فكر ایجاد حكومت بزرگ اسلامى باشند و این شدنى است، چرا كه بسیج تنها منحصر به ایران اسلامى نیست، باید هستههاى مقاومت را در تمامى جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد. (2)
«خواهش می کنم» این دو بند فوق العاده از سخنان بی نظیر معمار بزرگ قرن ، امام خمینی (ره) را با دقت بخوانید. دو متن شبیه به هم که هرکاری کردیم تنوانستم خلاصه تر از اینی که هست بکنمشان!
- برچسب ها:کاروان آزادی غزه ،یوسف علی معراج ،تولید علم ،علوم انسانی اسلامی ،کاروان غزه ،حسین همازاده ،مجتبی احمدی ،امام خمینی ،امام روح الله ،امام خامنه ای ،سید علی حسینی خامنه ای ،آیت الله خامنه ای ،جنبش دانشجویی ،جهانی شدن انقلاب ،صدور انقلاب ،جهانی شدن بسیج ،بسیج و جهانی شدن ،شهید بهشتی ،آیت الله جوادی آملی ،حکومت جهانی ،حکومت جهانی مستضعفین ،امت واحده اسلامی ،امت واحده ،قضیه اصلی ،مهمترین وظیفه ،
او... مقاله زیر برای نشریه «پابرهنه» نوشته شده. پابرهنه نشریه مجموعه ی دانشجویی ولی نعمتان زیر نظر دفتر اعزام مبلغ دانشگاه ماست. با اجازه از مسئولین این نشریه این مطلب رو اینجا می زارم. این مطلب توی وبلاگ این مجموعه هم بازنشر میشه.
پیش نوشت: نوشت: این طبقه بندی دقیقا همان چیزی است که ما درباره اش کمتر فکر کرده ایم . یا شاید اصلا فکر نکرده ایم. اینکه سفرهای جهادی صرفا یک مسافرت چند روزه با خاطرات شیرین نیست. سفر جهادی نمونه ای از «جهاد» است. به معنای واقعی کلمه. جهادی که به هیچ وجه نباید محدود به بازه ی زمانی این سفر شود. چه بسا نوع زندگی در مدت سفرهای جهادی بتواند مدل قابل ارائه ای از سبک زندگی باشد. سبک زندگی مبتنی بر ارزش های انقلاب ما. آنوقت می شود گفت سفرهای جهادی نقطه ی شروع، یا نقطه ی عطفی برای این سبک زندگی است. پی نوشت:
1.دیدار مقام معظم رهبری با جهادگران 31 شهریور 89 ( + )
داشتم فکر می کردم تا همین چند ماه پیش وقتی می خواستم چیزی در مورد جهادی بنویسم باید می رفتم خامنه ای دات آی آر و کلمه حرکت های جهادی و اردوهای جهادی را جست و جو می کردم تا شاید چیزی دستم بیاید! آخر شهریور امسال بود که آقا برایمان حرف زد! حالا آن صحبت ها را گذاشته ام جلوی چشم هایم .خوب که نگاه کنیم مسیر را می بینیم. راه همین جاست!
«اینجور جوانى كردن، اینجور دوران عزیز و گرانبهاى جوانى را خرج كردن، براى هر كسى كه دوران جوانى را پشت سر گذاشته است، غبطهآور است . »1
توی ذهنم مدام تکرار می شود : «اینطور جوانی کردن» «دوران جوانی» «دوران عزیز» . بعد نگاه می کنم به روزهایی که توی سفر جهادی بوده ام! مثلا دو هفته در سال! حکما یک جای کارم می لنگد! یک لنگ زدن اساسی توی دیگاهمان نسبت به سفرهای جهادی ! همان دیدگاهی که باعث شده به سفرهای جهادی بگوییم اردو! یک برهه ی زمانی برای جهاد و بعد هم شما را به خیر و ما را به سلامت!
مقام معظم رهبری در همان دیدار با جهادگران سه فایده برای حرکت های جهادی بیان کردند :
«اولی آنها خدمت رسانی است . هم به دیگران و هم به خود. به دیگرانِ آن می شود سوق دادن مردم به انقلاب، معنویت و دین . خدمت رسانی به خود هم می شود شکوفایی استعداد ها و چشیدن لذت خدمت. دومین فایده که از مورد اول به دست می آید خسته نشدن از خدمت به سبب درک لذت آن است. و سومین مورد هم اینکه جهادگران می شوند سفیر تلاش و کار و خدمت و جهاد و مجاهدت!»2
حجت الاسلام پناهیان در مورد همین سفرهای جهادی می گفتند فرق سفرهای جهادی با اردوهای دیگر این است که سفر جهادی چند بُعده آدم را می سازد. حالا ما بیاییم به این سازندگی به چشم برنامه نگاه کنیم. اردوهای جهادی چند بُعده به ما برنامه می دهد. برنامه ی زندگی برای ما تعیین می کند. یک زندگی مبتنی بر جهاد . همان چیزی که مقام معظم رهبری فرمودند: «سال تحصیلى، درس را خوب بخوانید، با تحقیق بخوانید، قصدِ رسیدن به قلههاى علمى را پیدا كنید. در دورهى فراغت هم ساعات را، روز و شب را، با این حركت زیبا و باشكوهِ خدمت به مردم غنى كنید. » یعنی زندگی مان را دو بخش کنیم: جهاد و جهاد! »3
توی اولین جهادی ای که رفته بودم یک برگه چسبانده بودند روی دیوار که رویش نوشته شده بود :«کار، کار ، کار ، بعدش استراحت برای کار» بگذریم از اینکه با خودکار همه ی «کار» ها را خط زده بودند و به جایش نوشته بودند«خواب» .اما دقیق تر که نگاه کنیم می بینیم این دقیقا همان چیزی است که مقام معظم رهبری اسمش را گذاشته است «حرکت انقلاب» :
«یك روز نیازِ حركت دفاعى در درون جامعه بود، یك روز نیازِ حركت دفاعى در مرزهاى كشور بود، یك روز نیازِ به علم و دانش است، یك روز نیازِ به تحكیم عقاید و ایمانهاست، یك روز نیازِ به خدمتگزارى است؛ در همهى این شرائط، میوههاى متناسب با فصل در اختیار مردم گذاشته میشود. این حركتِ انقلاب است. »4
2.همان
3.همان
4.همان
نهج البلاغه /خطبه 173 (ترجمه استاد محمد دشتی)
خطبه چند قسمت داره، قسمت اول جملات کوتاهی در وصف پیامبر، بعد جملات بالا در خطبه ذکر می شه و بعد هم به نبرد حق و باطل و شیوه ی حضرت امیر میرسیم. و نبرد با اهل قبله و جمله ی معروف «لا یحمل هذا العلم الّا الاهل البصر و الصبر و العلم بمواضع الحق» .
پی نوشت2: ممنون از حامد به خاطر درس هایی که بهم داد!
- برچسب ها:یحمل هذا العلم الّا الاهل البصر و الصبر ،نبرد با اهل فتنه ،نهج البلاغه ،امیرالمومنین ،خطبه 173 نهج البلاغه ،توضیح خطبه نهج البلاغه ،محمد دشتی ،شرایط رهبری از دیدگاه امیرالمومنین(ع) ،اثبات ولایت فقیه در کلام امام علی(ع) ،امام علی(ع) و مجلس خبرگان ،امیرالمومنین و انتخاب رهبر ،انتخاب رهبر ،انتخاب رهبر در نهج البلاغه ،مجلس خبرگان ،سید علی حسینی خامنه ای ،امام خامنه ای ،آیت الله خامنه ای ،آفت های دنیا ،حفظ دین ،اهل حق ،حق ،امیرالمومنین(ع) ،امام علی(ع) ،
او... سفیر پاکستان در ایران، درباره سیل پاكستان تصریح كرد: «مردم پاكستان نمیدانند كه مردم ایران چه قدر به سیلزدگان كمك كردهاند. قرار بود كه هیئت پزشكی از ایران به پاكستان برود كه تاكنون نرفته است. كمك مالی مهم نیست؛ مردم پاكستان باید ببینند كه ایران به آنها كمك كرده است. امریكاییها در پاكستان بر ضد ایران تبلیغ میکنند و از مردم میپرسند كه ایران كجاست و چرا به شما كمك نمیكند؟» 17 مهر روزی بود که رهبر زمان شناس ما برای چندمین بار در دیدار با کارگزاران حج مسئله ی پاکستان را مطرح کردند و گفتند: امروز یكى از مسائل مهم و فورى دنیاى اسلام، مسئلهى برادران ما در پاكستان است. البته مردم ما كمك كردند، دولت كمك كرد - خداوند انشاءاللَّه قبول كند و خیر بدهد - لیكن كافى نیست. مشکل عمده ی ما (و در درجه ی اول شخص خودم) مقطعی نگاه کرده کردن به بسیاری از کارهاست. کارهایی که یکی از آفت های به عمل ننشستنشان همین نگاه کوتاه مدت و غیر راهبردی به اونهاست. پاکستان امروز هم یکی از این صدمه دیدگان این نگاه ماست. البته باید اضافه کنیم مسائلی مثل مسئله ی فلسطین، بحث عدالت خواهی، تحریم کالاها، قضایای فتنه 88 و خیلی از مسائل دیگری که با دید خوش بینانه مدتی از روی دغدغه ی متعالی در مسیر حرکت ما قرار گرفت و حالا به عنوان «خاطره های خوش» و بعضا «دوران خوب» از آنها یاد می کنیم! در حال حاضر هیچ راهکار مفیدی برای راهبردی نگاه کردن به این مسئله ندارم. فقط خواستم فتح بابی باشه برای خودم و احتمالا کسانی که از روی دغدغه به مسائل پیرامونشون نگاه می کنند. فتح بابی برای مشکل عمده ی ما در شاخه به شاخه شدن های از سر بی هدفی! "لطفا" روی این مسئله فکر کنید!
جامعه المصطفی / 17 مهر
كسانى كه حج مشرف میشوند - در درجهى اول زائر ایرانى كه همسایه است، نزدیك است، شاهد مشكلات آنهاست - میتوانند خیلى از این هزینههاى زائد و غیر لازم را حذف كنند، به قیمت غمگسارى از یك برادر یا خواهر مسلمان در پاكستان؛ اینها پیش خداى متعال خیلى اجر دارد؛ این یك تمرین است، یك تجربه است؛ بعد هم زوار و حجاج و بقیهى كشورهاى اسلامى؛ این پیام را به آنها هم بدهید، آنها را هم به این معنا تشویق و ترغیب كنید.
او... 1. به عنوان یک دهه ی هفتادی هیچ تصویری روشنی از امام خمینی برایم ارائه نشده! اینکه می گویم هیچ تصویر روشنی از امام خمینی برایم (بهتر است نسل خودم را جمع بنندم؛برایمان) ارائه نشده منظورم بیشتر از طرف سیستم پرورشی ماست. از صدا و سیما بگیریم تا آموزش و پرورش و حالا هم وزارت علوم. از کانون پرورش فکری که سالها هوایش را نفس کشیده ام تا حوزه ی هنری و پایگاه های بسیج . البته این آخری هیچ کاری هم نکرده باشد حداقل به سوال هایم اضافه کرده. سوال هایی که داشته های اندکم هم به خاطر آنهاست. اولین بار که جدی به سوال بالا فکر کردم حاصلش این شد که مستند روح الله حزب الله را ببینم. دو سال پیش به گمانم. و همان روزها بود که فهمیدم تا آن روز نمی فهمیدم! خیلی ها اسمش را می گذارند «بازخوانی اندیشه امام»، من اسمش را می گذارم«بازتولید امام» . باید یک امام دوباره بسازیم. با همان خصوصیات امام خمینی 1281-1357 . ولی با ادبیات نسل دهه ی 70، با ادبیات نسل دهه ی 80 ، حتی با ادبیات نسلی که قرار است اسمش بشود دهه 90! 2. برای شناخت امام خیلی جاها باید انقلاب را شناخت و برای شناخت انقلاب باید امام خامنه ای را بازخوانی کرد! سال پیش بود که ایمان مطهری منش در مقاله ای عبارت«رهبر کتابخوان کشورمان» را به کار برد. به نظرم خیلی عبارت دقیقی بود. خیلی وقت ها ما زیر لفظ «رهبر انقلاب» کلی عبارات دیگر را هم گم می کنیم. انتقادی که بالا هم گفتم. ما در بازتولید یا حتی باخوانی شخصیت ها خیلی مشکل داریم، نمونه اش رهبر انقلاب که خیلی وقت ها جنبه های مختلفشان را فراموش می کنیم. نمی دانم اینجا بازخوانی لازم است یا بازتولید! اما چیزی که می دانم این است که ادبیات رهبرمان، برای نسل من کافی است! فقط نیاز به همین ریز تر شدن دارد. به اینکه من برای خودم رهبرم را در کنار همه ی خصوصیات ولائی شان، یک رهبر دانشمند یافته ام. دانشمند در حوزه ی تحصیلی خودم. و همین برای من کافی است. نسل ما، نسل قبلی مان، نسل بعدی مان، همه به این یافتن ها نیاز دارند. باید یک بار دیگر امام خامنه ای را هم برای خودمان از نو بشناسیم!

جمله ی بالا را شاید بهتر می بود در انتهای متن می آوردم. به عنوان یک جور جمع بندی. اما اول متن آوردم که بگویم خیلی بیشتر از چیزی که فکر می کنم و فکر می کنید با خودم کلنجار می روم! سر اینکه چرا خودم را توی این همه سال « شاگرد مکتب خمینی» حساب می کرده ام. اگر نبود تصویر نیم بندی که خودم به زور به دستش آورده ام، باید اعتراف می کردم که از روی «جو» و «احساس» این ادعا را دارم.
من هنوز تصویر درستی از امام ندارم. نه از امام و نه از «مکتب خمینی» . به آن نشان که هنوز وقتی بعضی صحبت های امام را برای اولین بار می شنوم تعجب می کنم. البته اعتراف می کنم امام را «دوست» دارم. خیلی بیشتر از انتظارم. اما بعضی وقت ها حس می کنم این ارتباط عاطفی تا چند نسل دیگر ادامه پیدا می کند؟ نمی خواهد خیلی دور برویم، هم نسلی های من، بچه های دهه ی هفتاد باید چه کسی را دوست داشته باشند؟ باید شاگرد مکتب چه کسی بشوند؟ کدام امام؟ کدام خمینی؟
پی نوشت1: جستار سایت دفتر حفظ و نشر آثار امام خامنه ای خیلی کار قشنگی برای همین ریز تر شدن در شخصیت امام خامنه ای انجام داده.
او... بعد مدت ها به دلم افتاد یه طرح از امام بزنم!
- برچسب ها:امام خامنه ای ،خاکریز ،سازندگی کشور در نگاه رهبر ،
او... « این نهجالبلاغه را باید خواند و فراگرفت. در دوران اخیر، بسیارى از متفكران و اندیشمندان غیرمسلمان - نه فقط مسلمانها - با نهجالبلاغه آشنا شدند؛ كلمات امیرالمؤمنین را خواندند و دیدند؛ حكمتهاى مجسم در این بیانات را شنیدند و فراگرفتند و از عظمت این كلام و صاحب كلام بهتزده شدند. ما به نهجالبلاغه بیش از این بایستى توجه كنیم؛ بیش از این باید فرا بگیریم؛ بیش از این باید از دریاى مواج حكمت امیرالمؤمنین بهره ببریم؛ همهى ابعاد كار را روشن میكند، همهى درسها را به ما میدهد.» «امام خامنه ای 5 تیر 89» توی ایام فتنه 88 بود که به پیشنهاد یکی از دوستان شروع کردیم به خوندن نهج البلاغه! هرچند برای من خوندن فقط به مطالعه ترجمه و بعضی وقت ها هم نکته برداری های کوتاهی محدود شده بود، ولی برکت، نگاه و لذتی که از خوندن نهج البلاغه برام حاصل شد خیلی بیشتر از چیزی بود که فکرش رو می کردم! و واقعا کمک خوبی بود برای تحلیل شرایط و بهتر دیدن اوضاع! خیلی وقت بود تصمیم داشتم از نهج البلاغه بنویسم، صحبت های چند روز پیش امام بهونه ای شد برای شروع این کار. سعی می کنم فرازها و خطبه ها و نامه هایی که بیشتر بهم می چسبن رو با اندکی شرح و توضیح اینجا بنویسم.
پی نوشت:
*: قسمتی از شعر فوق العاده "مولا ویلا نداشت" استاد قزوه :بیا به آفتابی نهج البلاغه برگردیم/چرا هیچ کس نهج البلاغه را جدی نمی گیرد؟
تبلیغات


